هموطنان گرامی،
کشته شدن قاسم سلیمانی، دست جنایتکار نظامی ولی فقیه در منطقه، فرصتی بزرگ را برای ملت ایران فراهم آورده است تا به دنیا نشان دهد که این آدمکشان نه برخاسته از مردم، که دزدانی بیشرم اند که حاکمیت را از مردم ایران ربوده و، با سرکوب و شکنجه و تجاوز و کشتار، بر آنان حکومت میکنند.
ملت ایران دیرگاهی نیست که «چهلم کشتگان واقعاً معصوم» خود به دست این اوباش جنایتکار را پشت سر نهاده و هنوز داغ دل مادرها و پدرهای پویا هاشان تازه است و، در نتیجه، با هیچ نیرویی نمیتوان جلوی شادمانی بحق مردم را از این ضربهٔ دردناکی که به حکومت خورده است گرفت. حقشان است و نوش جانشان باد!
اما، در عین حال باید گفت که از این رژیم دیوانهسر نیز نمیتوان انتظار داشت که عاقلانه واکنش نشان دهد و در سطح بینالمللی رفتاری متمدنانه داشته باشد. اظهارات بلافاصلهٔ رهبر اوباشان، و نظامیان مطیع او، حکایت از آن دارد که میخواهند، بهعنوان گرفتن انتقام، از تمهیداتی که سالیان درازی است در منطقه فراهم کردهاند استفاده کرده و، با سادهلوحی تمام، برای دشمن خود در سطح منطقه و دنیا گرفتاری ایجاد کنند. لطمهٔ اینچنین کار دیوانهواری قطعاً به ملت ایران خواهد خورد و کشور در زیر دست و پای جنگطلبان در خطر نابودی قرار خواهد گرفت.
لذا بر رهبران سیاسی سکولار دموکرات اپوزیسیون در داخل و خارج کشور (که چهل سال را در راستای ایجاد یک آلترناتیو کارآمد به غفلت گذراندهاند) و نیز تکتک مردم ایران (که چهل سال است این وضعیت را تحمل کردهاند) ضروری است تا به هر صورت که شده خود را از چنین مهلکهٔ هولناکی نجات دهند و این کار ممکن نیست جز اینکه جدائی کامل خود را از این دزدان حاکمیت ملت به بارزترین شکل به مردم دنیا نشان دهند.
یکی از فرصتهایی که بر سر راه ملت ما قرار دارد مراسمی است که رژیم برای تشییع جنازهٔ احتمالی سلیمانی و عزاداری برای او ترتیب خواهد داد و خواهد کوشید تا بیشترین مردم را در اینگونه مراسم نمایشی شرکت دهد. اپوزیسیون مدتها است که در مورد مزایای شرکت نکردن مردم در انتخابات پیشروی رژیم صحبت کرده و، در مقابل، آنها هم که شرکت میکنند بهانهای همچون وجوب داشتن مُهر در شناسنامه و نظایر آن را ارائه میکنند؛ اما شرکت نکردن در مراسم مربوط به سلیمانی نه داشتن مُهر در شناسنامه را ضروری میکند و نه میتوان اشخاص را تنبیه کرد که چرا در این مراسم شرکت نکردهاید. در نتیجه، ملت ایران، با امتناع از عزاداری برای یکی از آدمکشان رژیم، میتواند جدائی عمیق خود از این حکومت را به جهانیان نشان دهد.
البته رژیم مدتها است که میکوشد روابط خود با امریکا را به جنگ بکشاند تا طغیان مردم امریکا را علیه یک «رئیسجمهور جنگافروز» موجب شده و مانع انتخاب مجدد رئیسجمهور فعلی شود. اما همگان باید بدانند که این یک «جنگ میهنی» نیست که لازم باشد برای دفاع از کشور در کنار این رژیم ماجراجو و ایرانیکُش ایستاد. و در صورت شعلهور شدن جنگ نیز، در راستای کاستن هزینههای ناشی از آن، اقدام کرده و عملاً همگی باید انگشت اشاره را بسوی این آتشافروزان دیوانه بگیرند تا شاید یکبار برای همیشه شر این جنایتکاران از سر مردم ایران کم شود.